یک عدد خانم دکتر با شما صوبت میکنه!
جلسه دفاع پرتقالی خیلی خوب بود البته به جز قسمتی که ما دیر رسیدیم و جلسه دفاع پرتقالی شروع شده بود.
تو راهرو وسایل پذیرایی رو آماده کردم و دادم برادر پرتقالی ببره رو میز اساتید و بعد هم خودمون از درب پشتی رفتیم داخل.
چهار نفر یک سمت نشسته بودن و بقیه مهمون ها هم روبروشون ... خب برادر پرتقال فروش هم مثل من فکر کرده بود فقط همین چهار نفر هستند و وسایل پذیرایی رو گذاشته بود جلوی اون چهار نفر که در واقع استادهای راهنما و مشاورش بودن!
نگو چهار نفر از اون روبرویی ها هم داور هستند و کلا" با اینکه از لحاظ موقعیتی خیلی مهم تر بودن تحویلشون نگرفته بودیم :))) با تذکر استاد راهنما شیرینی و میوه رو جلوی استاد های داور هم گذاشته بود ولی یکی که جوون تر از بقیه بود رو حساب نکرده بود و به خیال خودش از دوستان پرتقالی هستند!
تمام مدتی که داورها داشتند صحبت میکردند، همش صم بکم میخوندم و فوت میکردم بهشون :)))
جلسه دفاع تقریبا یک ساعت و نیم طول کشید و بعد هم مهر ِ پایان ِ بیست و سه سال درس خوندن پرتقالی جان (ببخشید، اصلاح میکنم دکتر پرتقالی!) زده شد.
*
برای یک کاری باید یک روزه برم دبی و برگردم. دیشب که داشتم مدارکم رو کنترل میکردم ، ارز هامو پیدا نکردم و حدس زدم که تو خونمون (خونه مامانم اینا) باشه. بعد به خواهر کوچیکه مسیج دادم که :
من فردا باید یک روزه برم دبی و بر گردم، امروز که داری میای کلاس یکی از ساعتهای خودتو بیار، چون باطری ساعتهام تموم شده. بعد اینی که میگم" خیلی مهمه"، تو اتاقم فلان جا رو ببین من ارزهام رو اونجا گذاشتم یا نه و آدرس دقیق اونجاهایی که فکر میکردم باشه رو هم دادم.
سرکار بودم که زنگ زد، پرسیدم پیداش کردی؟ میگه نه حالا شب میرم میگردم بعدا بهت میدم.
میگم دختر حسابی، من فردا صبح مسافرم!
با خونسردی جواب میده که : حالا مگه چیه! دیر نمیشه که ...
میگم: من بدون ارز چطوری برم ؟؟؟
میزنه زیر خنده که: وااای اگه بدونی من چی خوندم و دنبال چی میگشتم .... فکر کردم دنبال "برگه ی آرزوهات" هستی ... هی دنبال یه کاغذ سفید میگشتم!
پ.ن 1: تا همین الان فکر میکردم نکنه من فینگلیش نوشته ام که ایشون اینجوری خونده که دیدم پیامم فارسی بوده!
پ.ن 2: آخه واقعا برگه آرزوها انقدر مهمه که من تاکید کنم روش و مهم باشه که حتما" امروز برام بیاره سرکلاس !
پ.ن 3: من دیگه حرفی ندارم!
*
دوسال گذشته که برای تعطیلات عاشورا تاسوعا خونه بودیم خیلی سخت بود ... یکسال که ماه پاره ها هم مشکل داشت، مجبوری دو روز تمام رو مستند و راز بقا نگاه کردیم و کپک زدیم! :)))
یادتونه وقتی امتحان دینی داشتیم، جواب سوالا رو مینوشتیم: ایمان ، تقوا عمل صالح! با اینکه هیچی هم تفاوت این سه برامون واضح نبود ولی یه نمره ای میگرفتیم.
از قضا هفته پیش یک متنی به دستم رسیده بود که در مورد محرم بود و خب برای ِ من واقعا" جالب بود بدونم واقعا جواب منطقی اش چی میتونه باشه، یه سرچ کوچک تو نت دیدم گویا هنوز ملت از اون روش نخ نما برای پاسخ استفاده میکنن.
شما این لینکو بخونید، اگه چیزی دستگیرتون شد ، اگر با این مدل پاسخ قانع میشوید لطفا" به منم بگید.
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa8307

