دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

برچسب ها

امکانات


قالب وبلاگ
صبح که اومدم اداره دیدم یک پرنده ی خوشبختی کنار مانیتورم نشسته :)

جالبه که این همکارم که این جوجه رو برام هدیه آورد اصلا" هدیه ی گردنبند پرتقالی رو ندیده بود و این جوجه دقیقا" همون شکل جوجه ی گردنبند منه :) و فقط میدونست من جوجه و فرشته خیلی دوست دارم.

من خودم دیدم دعای تو بر بال ِ پرنده از پهنه ی طاقی گذشت

چه شوقی شبستان ِ رویا را گرفته بود

دعای تو و آن پرنده ی بی قرار

هر دو پَرپَر زدند، رفتند

بر قوس ِ کاشی شکسته نشستند ....

·         سید علی صالحی

* دیشب پرتقال فروش داشت قبل خواب حافظ میخوند ... گفت نیت کن برات فال بگیرم ... شرط کردم که اگه خودت حمد و سوره اش رو میخونی، من نیت کنم :)))

 

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد                 حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار   کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد

باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند       موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد

بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم             شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

ای عروس هنر از بخت شکایت منما           حجله حسن بیارای که داماد آمد

دلفریبان نباتی همه زیور بستند                   دلبر ماست که با حسن خداداد آمد

زیر بارند درختان که تعلق دارند                 ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد

مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان         تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد

*

امروز صبح که داشتم میومدم اداره، فکر کردم جناب آقای پرتقال فروش میخواهند قبل سرکار دوش بگیرند ... ما نیز دیگر مراعات نکرده و با رژلب ِ جیغمان ایشان را محکم ماچ نمودیم! ... بعد دیدم رفت سمت کمد لباسهاش، پرسیدم دوش نمیگیری؟ گفت نه.

الان مسیج زده که: اومدم سرکار، همکارم گفت تب خال زدی، یادم افتاد جای رژ لب جنابعالیه :))))

من موندم ایشان وقتی جلوی آینه میروند، به جز زلفهایشان، چیز دیگری نمیبینند؟؟؟

*

دیشب داشتم با موبایلم اشعار سید علی صالحی رو میخوندم، یادم اومد اوایل پرتقالی هر روز صبح یه متن یا شعر برام ایمیل میکرد، بعد که دید هیچ بازخوردی از شعر ها نمیگیره، دیگه نفرستاد ... یه بار هم خودم گفتم خیلی با شعر ها ارتباط بر قرار نمیکنم.

دیشب بهش گفتم: اصلا" تو چرا دیگه برام شعر نمیخونی؟

میگه: شعر؟؟ همچین زدی تو ذوقم و ریشه اش رو خشک کرده، حالا میخوای برات شعر هم بخونم؟؟ :)))

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۳ ساعت 5:49 PM توسط : فنجون | دسته :
  •    []