خدا جون در جریان هستی که فردا چه خبره ؟ خدایی که یادت هس ؟!
من به دنیا اومدم تا دنیا منو کم نداشته باشه ، حالا هم که کم نداره لابد حالد هردومون به تره !
حتما" مامانم اینا کلی ذوق مرگ بودنا ... دلشون خوش بود فک میکردن پخی میشم و مثل بچه "آدم" بعدنا که بزرگ شدم بهم افتخار میکنن ! خودتم که مکتوب نوشتی ، به به چی درست کردم !
حالا من که به دنیا اومدم و گذشت اما یه کم مخلفاتشو بیشتر میکردی کلی هممون خوشحال میشدیم .... یه کم این مخمونو زیاد میکردی ، هوشمم میبردی در حد تیم ملی بالا که دیگه خیلی زحمت نکشم و خسته شم ... مثلا" اگه پنج کیلو هم چاق تر بودم که این مامان به آرزوش میرسید کلی خوشحال میشد ، البته اینم از همون نداشتن اشتهاس که احتمالا" به نظرت اضافی بوده ... بعضی وقتام که اعصاب ندارم و زر اضافی میزنم ، این دیگه خیلی نامردی بود که گفتی این اعصاب میخواد چیکار؟ ... خب مثلا" چی میشد من ریلکس بودم و حتی اگه کسی خودشو جررررر میداد تنها عکس العمل شدیدم یه لبخند بود ؟!
خدا بیا و برا تولدم یه حالی به این مردم بده و از اون بالا یه حد خداپسندانه ای برف از آسمون بریزه سرمون ! آخه دلت میاد این همه مردم فقط سگ لرز بزنن بدون هیچی ؟ حالا اونو ولش کن .... این شهردارمون که برا خود شیرینی این همه کیسه شن در رنگ های مختلف چینده تو کوچه و خیابون ... بعد زمستون اینارو کجا بذاره ؟ کلی هم ضایع میشه و بهش میخندن ! تازشم اگه برف نیاد این کارمندای شهرداری باز باید حمالی این کیسه شن هارو کنن و دوباره با دماغای سوخته جمشون کنن !
فقط حالا که قرار شد برف بیاد درست و حسابی باشه ها ! اونجور که ما هم تعطیل شیم هاااا ... نه مثل پارسال که همه تو خونه نشسته بودن و از پشت شیشه در حالیکه دارن قهوه شونو میخورن هرهرهر به ما که مجبور بودیم بریم سرکار تا چرخ پنچر مملکتو بچرخونیم خندیدن ! تازه به خاطر این از خود گذشتگی اجباری تف هم بهمون ندادن ، اما ما کلی بهشون فوش دادیم! یادت هس که؟ فقط اگه آمار مامان و باباشون کم و زیاد شد دیگه خودت درستش کن که به همه یه اندازه برسه .
خب خداستو قولش .... خودت گفتی اول برا بقیه سفارش کنم که خوشت بیاد و کار منو بذاری تو اولویت ....
اولندش که ما امسال بخصوص در ماه های اخیر و مخصوصا" هفته قبل به شددددت مشغول بشور و بساب گناه مردم بودیم !
حالا اگه ایشالا همین فردا پس فردا یکی یکی اومدن و دیدی حسابی سفید شدن و لپاشونم گل انداخته بدون کار خودی یوده ! تورو خدا پیش خودت نگرشون دار دیگه اعصاب نمونده به خدا !
دومندش که من اصن نفهمیدم امسال چطوری گذشت و الکی الکی مثلا" یه سال بزرگتر شدم ... کجا ؟؟؟ من که بهم خوش نگذشت اصن ... البته خب بعضی جاهاش خیلی حالی به حولو بود و خودمونو خفه کردیم اما در کنارشم غصه زیاد خوردم حتی اشکمم در اومد... خب بعضی وقتا هویجوری الکی بود اما بعضی وقتا هم خیلی دلیل داشتم ... کلی هم که این بنده هات که فک کردن آدم شدن کفرمو درآوردن ! یادت باشه حال تک تکشونو بگیری !
خب دوستای توپی هم پیدا کردم که از مدل زیرخاکی گرفته تا جیگرطلا هستن ، و منم دوسشون دارم خیلی!
راستی خدا من حس میکنم یه کم آدم شدم ، یا شایدم از خریتمه که این فکرو میکنم ،نمیدونم ... دیگه دلم برا هیشکی نمیسوزه ، فقط خونواده خودم مهمن و بقیه به جهنم ! یعنی به جهنم که نه ، اما خیلی مثل قبل خودمو براشون به در و دیوار نمیزنم ، آخه میدونی خدا آدما خیلی نمک به حروم شدن ... فقط توقع دارن ... همیشه هم حق با خودشونه ... طلبکارن! به نظر خودم که رفتارم تو اینجور مواقع بهتر شده ، بدم نمیاد از این بیتفاوتی. به نظر تو چی ؟
میگم اینکه من صبرم زیاده خوبه هاااا اما اینکه تو خصوصیات ماه من گذاشتی "کینه ای"هم از اون چیز بداس ! باورت میشه خودمم تعجب میکنم چطوری یکی تو چند دقیقه مثل اشک از چشمم میافته و دیگه غیر قابل تحمل میشه و نمیخوام حتی صداشو بشنوم ، یعنی حتی نفس کشیدنشم میره رو نروم ... لطفا" زحمت بکش تو سال دیگه بهشون بفهمون جلو چشای شهلام نباشن. اینطوری هم من راحت ترم ، هم تو چون هی نمیام عجزولابه کنم که بفرستیشون زیر چرخای کامیون و هی خداخدا کنم که کی میشه من دیگه نبینمشون.
یه چیز خیلــــــــــــــــــــــــی خیاـــــــــــــــــــــی مهم دیگه ، دیگه خودت میدونی که من خیلی "سر شلوغیان" هستم و تا میام کارامو راست و ریس کنم که به بروبچس بزنگمو حال و احوال کنیم معمولا" یه دو ماهی طول میکشه ... اونوقت منکه نمیرسم هروقت که دلم خواس ببینمشون یا بزنگم ، همش تو دلم باهاشون حرف میزنم و بعدشم که از بس عمیق و تودلی باهاشون حرف میزنم واقعا" فک میکنم باهم حرف زدیم ... به خدا من هروقت میل میگیرم ازشون ، اگه جواب ندم یعنی میخوام "همین الان" بهشون زنگ بزنم اما خب تو که میدونی من "واقعا" همین قصد رو دارم ، حالا اگه شبانه روز فقط بیستو چار ساعته تخصیر من چیه؟ یه خواهشی که داشتم اینه که من اگه تو دلم باهاشون حرف میزنم یه جوری باشه که اونا بشنون ،اصن یه فکر بکر ! نظرت چیه هی تند تند برم تو خوابشون ؟ نترس قول میدم دچار وحشت نشن ! قبول ؟
خدا ... توروخدا یه کاری کن من این امتحان سخته رو هم پاس کنم و ملتی از دستم آرامش پیدا کنن. صواب داره به خدا !
راستی ، من یه چیز دیگه هم فهمیدم ! که من لکنت پنهان هم داشتم که با رفتن کلاس فرنگی آشکار شد .... نمیدونم چرا این زبونم هی ریپ میزنه ؟! امشب که خوابیدم ، بفرستش یه تعمیرگاه مجاز که تا صبح درستش کنن ... هر صبح جمبه بچه ها میگن ای ول بریم کلاس به فلانی بخندیم ، آخ جون نوبت فینگیل شد که حرف بزنه !!! پس حکمت این که منو از اون بالا انداختی وسط ایرون واسه همین زبونم بود ، آهـــااااا ! خدایا شکرت که مامانم اینا از اون خارجکیای غرب زده ی جو گرفته ی از غزه بیخبر نشدن !
خدایا میدونی که من چقد دوس دارم میمون داشته باشم ؟!
خدایا انقده دلم میخواد صوبا یه کم بیشتر بخوابم !!! فقط پنج دقیقه ، هرروز!
خدایا خیلی باحال میشد اگه من یه کتابخونه بزرگ داشتم در حد همین شهرکتاب!
خدایا همیشه گفتن سفر پخته کند خامی .... من میخوام حسابی برشته شم !
خدایا حواست خیلی به مامان و بابا باشه هاااا ! میدونی هنوز که هنوزه نشده مثل آدم برم بگم دوسشون دارم ... لامصب زبون نمیچرخه! خرم دیگه !
خدایا این خواهر کوچیکه هم سفارشیه ! امروز آخرین امتحانشه ، خودت ناپلئونی با نمره هیفده هیجده پاسش کن بره ... لطفا" برا سال دیگه امتحانشو جابجا کن که برا خریدن کادوم وقت کافی داشته باشه ! .... خدا تورو خدااااااااااا بهش وحی کن تا من چشام گرم خوابه نره سراغ اون کمد من که توش سر بریده قایم کردم ! .... راستی حال این مخابرات خررررررر رو هم بگیر... خسته شدیم والا ... از روزی که براش خط موبایل گرفتیم هی قبضشو اشتباه حساب میکنن وگرنه اگه مثل آدم حساب میکردن فوق فوقش قبضش میشد یک هزارو چهارصدو هفتادوپنج تومن ! و یه تانک مدل پنجاه و هفت هم براش کادو بفرست که با بروبچس برن خیابون گردی خوجال شه خودم میبرم براش اسپرت میکنم :
چراغاشو از این قاب براقا میندازیم ... دورتا دور در و صندوقشو از این نوارنقره ایا میکشیم ... ضربه گیراشم طلایی ! برا روکش های صندلیشم رنگ قرمز خوبه ... هر چند خودش زرد قناری رو بیشتر دوس داره! ... فقط ضبطش سی دی خور باشه .... این خیلی مهمه !!! از اونا که فقط تیس تیس میکنن !
میگما منکه چیز زیادی نمیخوام ، فقط ... آفرین ! این سه نقطه رو ببینم چطوری پر میکنیااااا !
خداجون تو که میدونی من هوش و هواس درس و حسابی ندارم ، حالا اگه بعدنا یه چیزی اینجا اضافه کردم دیگه خودت دریاب !
باتشکر ،
راستی ما بیسیار ارادتمندیم !