X
تبلیغات
حوصله کن ، خواهیم رفت - 235.دلخوشی های کوچک

حوصله کن ، خواهیم رفت

آرامش به همراهت، مهر بورز و خوشبخت باش

دلخوشی های کوچک کم نیستند ، گرچه دل آدم رو خیلی هم خوش نمیکنند ...

یکیش مثلا" این که بعد بیست و یک روز ، امروز میروم تا دوستی را ببینم ...

عینهو امتحان میماند ، باید بروم تا به خودم و خودش نشان دهم که پای قول ام ایستاده ام .

باید مطمئن شویم ، مطمئن شود که تمام تلاشم را میکنم .

بین  خودمان بماند ، نمیتوانم فراموش اش کنم ، نمیتوانم بی خیالش شوم ، نمیشود خیلی دوستش نداشت ... برایم کسی بیش از یه دوست هست ... حالا حالا ها باید بدوم تا برایم بشود یه دوست معمولی.

شاید برای همین است که اسم امسال را گذاشته ام سالی عجیب .

شاید روزی انقدر بیخیال بودم که برایتان گفتم چه بر من گذشت ... چه میگذرد.

***

تلفنی که صحبت میکنیم .ایمیل یه دوست پسر نداریم را که برایش فرستاده ام میخواند ، مکث میکند روی جمله که :

یه دوست پسر هم نداریم مخ داشته باشه مخشو بزنیم

یه دوست پسر هم نداریم خوش سلیقه باشه ما رو انتخاب کنه

یه دوست پسر هم نداریم که هیچ، دوست معمولیشم نداریم دلمون خوش باشه

جدی میشود ، میگوید : دروغ میگویی ... من بهت قول میدم که اینطوری نیست!

شانه هایم را بالا می اندازم که ، راست ِ راسته ! من باور کردم  ، توام باور کن.

*

میگویم فلان کار را بکن ، بعد بگو من پرستار افتخاری بیمارستان هستم ... هر روز میام بهت سر میزنم ، از این فیس فیسی ها هم که دور باز میبندند هم میاورم ، الکی مثلا" فشار مامانت اینا رو هم میگیرم که باورشون بشه من دکترم !!!

میخندد که ، اونوقت اگه شیطونی کردی چی ؟

- نه چون اون موقع تو بیمار و تحت نظر منی ، اوضاعت خوب نیست ، بچه خوبی ام! فقط هی روزی دوبار میام دلت رو چک میکنم که برام تنگ نشده باشه !

+ و اگه حالم خوب بود چی ؟

- اون موقع دیگه یعنی شیطونی آزاد ، هرکاری دلم میخواد میتونم بکنم !!!!!!!!!

خودش نمیداند که زود میفهمم ، لوس شده است!

*

یکی از بچه ها بهش میگه فلانی این کارو کرد ... میگم به به ، چقدر شماها خوب بودین که فلانی دم عید همچین کاری براتون کرده !

- داری خرم میکنی ؟

+ تو که خر نمیشی ، اگه خر میشدی که اوضاع و احوال من خیلی بهتر از این بود!

آها داشتم این را میگفتم ، دلخوشی های کوچک ، گاهی میشوند تمام دلخوشی زندگی ....

تنها فرقش با دلخوشی های بزرگ این است که ، دلخوشی های کوچک را باید پیدا کنی ، گاهی به اتفاق های هرچند کوچک هم باید دلت را خوش کنی.

من آدم دلخوشی های کوچک ام ... آرزو های کوچک ... شادی های بی بهانه ...

***

۲۳ اسفند :

فکر میکنم تا اینجا از پس امتحان - قولی که داده ام- بر اومدم !  

بچه ی بیسیار خوبی بوده ام!

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 3:27 PM توسط فنجون|


آخرين مطالب
» 532. و باز هم تئاتر با طعم بستنی :)
» 531.طرح شاد سازی خانوم تاشکیران
» 530.آفتابه ی گلدون :)
» 529.سورپرایز هیجان انگیر ایمیلی
» 528. خانواده عینکی من
» 527.راز مگو :))
» 526. وقتی همه بیکاریم :))
» 526. عیدانه 2
» 525.عیدانه
» 524.خوبی خدا

Design By : Pichak